|
فریاد می زنم به رسم سکوت |
|
چه رنجی می کشد آنکس که انسان است و از احساس سرشار است ...!! |
نیستم کمی ... شاید کمی از کمی بیشتر ...!! پ.ن۱ : گیر کرده ام سیفون لطفاْ ! پ.ن۲ : همین جوری ...!!
+ پرومته
حسي مثل رها شدن بادبادكي دست ساز
كه بي هوا به آسمان مي گريزد !
يا ريختن چاي سرد و پررنگ روي نقاشي آبرنگي كه سالهاست به انتها نرسيده ...!!
گم و گيج و سرد ... در پي راهي !
نئشگي بعد از تزريق مرفين ...
درد و ضعف ... بعد از يك معاشقه ي داغ ...!
يا لذت حيوانيه كشتن يك جانور ...
كه غرق خون نظاره اش مي كني !
كوبيدن سر به ديوار ...
محكم ...
محكم تر ...
فشار ...
و من ارضاء شدم ...!!
پ.ن 1 : خسته ام باز ...!!
پ.ن2 : كسي بيايد در من بماند ...!!
پ.ن 3 :كاش ميشد "اين " را به اپراتورهاي همراه اول اضافه كرد : " مشترك مورد نظر حوصله ي شما را ندارد لطفا اصلا شماره گيري نفرمائيد ...!! "
+ پرومته |
من تصميم دارم ؛
فعلاً ... ( تاكيد مي كنم ، فعلاً )
بِا كره * بمونم ...
عزيزم ، دلبندم ، نور چشمم ... آقاي / خانم زندگي لطفاً سعي نكن من رو
ب*ك*ن*ي ~ حتي نصيحت !!
* كره ترجيحاً حيواني باشد ( مخالف هر گونه رژيم غذايي هستم )
+ پرومته |
فقط به خاطر پارادوكس !
خود را بشناس ولي افراط مكن ...!!
پ.ن 1: من قول دادم بهش خب !
پ.ن 2: " را " در اين جا كلمه حساب مي شود !
پ.ن 3: اين روزها روزگارم به زردي مي گرايد چيزي مثل ا س ه ا ل ...!!
+ پرومته |
ساعت كمي بعد از نيمه شب ، يه جمع كه واسه مشاعره كنار هم بودند و حالا ...
روي يك ميز شش نفره همه مست و خراب ...!!
بطري چرخيد ، چرخيد و چرخيد ...
همه چشمها به چرخشش بود !
حركتش كم شد
كم تر و كم تر ...!!
تا بالاخره ايستاد !
سرش به طرف من بود به هر حال من بايد اطاعت مي كردم
با چشم مسير سر تا انتهاي بطري رو طي كردم !
آخرش رسيد به اون ...
نگاهم كرد و خنديد !
بلند بلند مي خنديد !
دليل خنده هاش رو نمي فهميدم تا اينكه ساكت شد و خيره به من !
به لباش چشم دوخته بودم منتظر اينكه بگه رو دستات راه برو يا صورتت رو با سس بشور ...
يا يه چيزي مثل همينا ...!!
كه يهو كوبيد روي ميز و ابرو هاشو تو هم كرد ...!!
گفت : حكم ؛
... عاشقم شو ...!!
و من بايد عمل مي كردم اين قانون بازي بود ...!!
پ.ن : قانون ؟ من ؟~ تناقض اصل !
+ پرومته |
صبح ؛
عشق بازي من و آب و آينه ...!!
ظهر ؛
عشق بازي من و پنجره و آفتاب ...!!
و شب ...
واي از شب !!
عشق بازي من و ظلمت و
جغد شوم روي ديوار ....!!
پ.ن : عشق بازي به معناي واقعي كلمه ...!!
+ پرومته |
خیلی بد می شه از مسافرت نصفه روزه برگردی در حالتی که می دونی هیچکس توی خونه منتظرت نیست ! رغبت می مونه واسه برگشتن ؟
+ پرومته |
می دونید ٬بعضی چیزا اصلاْ نمیشه یعنی نشد داره . مثل یه توپ می مونه که تا بهش می رسی باز پات می خوره بهش قلش می دی و میره و باز تو می مونی و دویدن و دویدن و باز نرسیدن !
اینکه میگن کار نشد نداره و باید تلاش کنی و جون بکنی و از این حرفا همش پ~¤× ! منم کم سماجت نکردما ! ۱۰ سال دویدم دنبالش اما اون همون توپ رو می گم هنوز داره میره و حالا من خسته شدم و خیلی ازش عقب موندم !
پ.ن۱ : مردنم اومده الان !
پ.ن۲ : کجاست اهل دلی تا شرح غصه دهم !
پ.ن ۳ : فکر می کردم می مونه اما اینم کم طاقت شد و رفت !
+ پرومته |
يك اتاق با پنچره اي باز شده از باد صداي جير جير لولاي زنگ زده پنجره ... ساعت تقريباً نزديك سپيدي صبح من و همان لباس خواب قديمي و بعد از ۲ساعت خواب حالا بيداري ! با چشم هاي بسته به طرف پنجره مي روم ( تمرين كوري ) مي خواهم ببندمش باد مانعم مي شود هميشه بي حيا بوده اما نه بيشتر از من ! در لحظه اي جنگ تن به تن ~ من ، باد ، من ، باد گاهي باد بيشتر و گاهي من ! در نهايت من ! مي كشم پرده ها را هم نور مي آزارد چشمهاي بي قرارم را بي قرار ترشان مي كند ╫ و بعد من مستراح و عشق بازي آب و صورتم ! حالا بهتر مي بينم ، جمع مي كنم خرابكاري هاي ديشب را ( جريان همان رقص تك نفره ي " دومنيكو " كمي آب پرتقال داغ و نان خشك ! باز همان شلوار كتان مشكي كه كم كم به سرخي مي زند گويي پليور مامان بافت ( اين زمستان هم تمامي ندارد انگار ) كفش و كلاه هميشگي و كيف هم ( كمي آينه و يك پورخند ) پ.ن ۱: اين روزها را دوست نداشتم هيچ وقت و عيد را هم ! پ.ن ۲: خسته می زنم باز گویی !
+ پرومته |
چند روزی بود که بچه اش تکان نمی خورد ! هیچ کس او را جدی نگرفت .
شوهرش بیکار بود و می گفت : اگر کار پیدا کنم برای زایمانت پول داردم و گرنه هیچ ...!!
زن با هزار دوز و کلک سونوگرافی داد جواب دادند : ~ بچه مرده است ! ~
فکر کرد تا حالا که چیزی نشده چند روز دیگر صبر می کنم تا اوضاع بهتر شود شاید شوهرم کار پیدا کند ...!!
دو روز گذشت درد امانش را بریده بود به خودش گفت : درست می شود .
شوهرش حوصله نداشت پول هم .
هیچ کس درد او را جدی نگرفت .
بچه همچنان تکان نمی خورد .
شوهرش کار پیدا نکرد .
زن درد می کشید .
بچه تکان نمی خورد .
درد بیش تر شد .
بچه تکان نخورد .
تمام تنش درد می کرد .
بچه تکان نخورد .
زن نفس نکشید .
درد هم .
بچه تکان نخورد .
زن هم .
مرد هنوز بیکار بود !
پ.ن : پی نوشتی وجود ندارد !
+ پرومته |